تبليغاتX
صبر و ظفر - مصاحبه با دکتر محمد سعید شریفیان (قسمت اول)

 

شريفيان: موسيقي کلاسيک شما را به جلو هل مي دهد.

 

دكترمحمد سعيد شريفيان در سال 1333 در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصيلات متوسطه با عزيمت به انگلستان به تحصيل موسيقي پرداخت و پس از اتمام كورس Foundation در كالج موسيقي ليدز فوق ديپلم موسيقي را از دانشگاه هادرزفيلد و فوق ديپلم در هنرهاي تجسمي را از دانشگاه لندن و ديپلم نوازندگي فلوت و ديپلم هاي هارموني و كنترپوان را از كالج سلطنتي موسيقي لندن اخذ كرد. وي ليسانس و فوق ليسانس خود را در موسيقي را در موسيقي در گرايش آهنگسازي از انستيتوي موسيقي كلچستر (دانشگاه انگلين) دريافت نمود و در ادامه، درجه دكترا در فيزيك صوت و موسيقي الكتروآكوستيك را در دانشگاه پادواي ايتاليا اخذ كرد.

دكتر شريفيان در كنار فعاليت هاي آموزشي در كنسرواتوارهاي ايتاليا و كالج هاي موسيقي در انگليس، چندين سال مديريت هنري و اجرايي گروه ها و اركسترهاي مجلسي و كر را تجربه كرده است. به علاوه، پنج سال نيز در مجموعه هنري كمونيتامونتانا و دو اركستر فيلارمونيك ايالت توسكاني به عنوان آهنگساز مقيم فعاليت داشته است. همچنين فعاليت هاي متنوع ديگري، از جمله نوازندگي – تا سال 1985 – آهنگسازي براي اركسترها و گروه هاي مجلسي حرفه اي در كنسرت هاي پرمخاطب همراه با پخش راديويي، حضور فعال در سمينارها و داوري هاي بين المللي جشنواره هاي آهنگسازي و نوازندگي اركسترال – از جمله دو دوره جشنواره موسيقي معاصر در پرسل روم لندن – بخشي ديگر از فعاليت هاي حرفه اي او را تشكيل مي دهد.

فعاليت هاي مستمر شريفيان در آهنگسازي، منجر به توليد نزديك به هشتاد اثر، در انواع بافت هاي صوتي و گروه هاي مختلف موسيقي اعم از اركسترال، كرال، مجلسي، موسيقي الكتروآكوستيك، موسيقي فيلم و سريال هاي تلويزيوني و قطعات متعددي بر روي تم هاي فولكلوريك ايراني شده است. نمونه هايي از آثار وي عبارتند از: پوئم سمفونيك آتش كمانگير، پوئم سمفونيك بر روي اشعار سعدي – در كنفرانس سران سازمان ملل (نيويورك،1998) با اجراي اركستر سمفونيك نيويورك و كر متروپولتين – مجموعه الكتروآكوستيك كوير.

مجموعه ليدر بر روي اشعار حافظ، سمفوني سرداران، مجموعه آوازي بر روي اشعار ميروسلاو هولوپ – سراب براي گروه Accappella – اثر سمفونيك خسوف و اثر سمفونيك طلوع.

 

 

آقاي دكتر شريفيان، موسيقي سريال تلويزيوني هشت بهشت بعنوان يكي از مهم ترين آثار موسيقي فيلم در كارنامه هنري شما واجد جذابيت هاي بالايي ست . "قطعه تيتراژ آغازين" و "تم مرد جوان" پيوسته افق هاي جديدي به روي شنونده مي گسترانند تا آنجا كه حاصل اين خلاقيت منجر به تبديل هشت بهشت به افقي جديد در موسيقي فيلم ايران مي شود. ساختار موسيقايي اين قطعات بلحاظ ملودي و بطور اخص هارموني آنها را از ديگر آثار موسيقي فيلم ايراني ممتاز و انتخاب اين زاويه ديد جديد از سوي سازنده، شنونده پيگير ايراني را به ستايش هر چه بيشتر اين تجربه جديد و متفاوت رهنمون مي سازد. از طرف ديگر رمز گشايي شما از اصول تكنيكي بكار برده شده در اين قطعات بخصوص در زمينه هارموني راهگشاي آهنگسازان جوان و علاقمند راهكارهاي نوين براي حل مسائل مربوط به هارموني در موسيقي اركسترال ايراني خواهد بود. خواهش مي كنم در اين مورد براي خوانندگان صحبت كنيد.

اصولا پيدا كردن يك راهكار تئوريك و عملي با استفاده از دانش موسيقي كلاسيك ] و اركسترال [ و در نتيجه تطبيق آن جهت بيان فردي بصورتي كه هويت ملي هم داشته باشد هميشه كار دشواري بوده است. راستش نميدانم در جلسات قبل راجع به اين موضوع چقدر صحبت كرديم، ولي بطور خلاصه بايد بگويم كه فرهنگ هايي كه اصولا فرهنگ موسيقي ديگري نسبت به موسيقي كلاسيك دارند بنظر من تجربيات مشابهي را دنبال مي كنند. در اين خصوص انواع و اقسام تجربيات تا به امروز وجود داشته و هنوز هم هست. يكي از روشها از نظر هارموني اينست كه شما ملودي هاي بومي آن فرهنگ را بگيريد و سعي كنيد بر اساس آن ملودي ها هارموني هايي را طراحي و استفاده بكنيد.

 

:: موسیقی تیتراژ

:: تم مرد جوان

:: قسمتی از موسیقی متن

:: قسمتی از موسیقی متن

:: قسمتی از موسیقی متن

 

حيطه اي كه من سالها در آن كار كردم همين استفاده از ملودي هاي محلي و همينطور رديف براي موسيقي اركسترال بوده و تجارب بسياري را هم در اين زمينه داشته ام. با اينحال فكر مي كنم زمانه طوريست كه شايد خيلي نيازي نباشد براي رسيدن به يك كاري كه داراي خصلت ايراني ست حتما شاخصه هاي سنت در آن بكار برده شود. واضح تر بگويم كه شما مي توانيد موسيقي اي بنويسيد كه حتي هيچكدام از شاخصه هاي فرهنگ موسيقي ايراني بطور مشخص در آن وجود نداشته باشد اما موسيقي در عين حال هويت و روح ايراني را در خود داشته باشد. چون بهر حال ايرانيت هم مسئله ثابتي نيست و امر سيالي ست. طوري كه تعريف آن ساده انگاري ست و منجر به محدود شدن يك مسئله پيچيده و چند بعدي خواهد شد.. و در هر روزي كه در اين جهان مي گذرانيم با داده هايي كه از جهان اطراف كسب مي كنيم دستخوش تغييراتي مي شويم كه با استفاده از اين تغييرات به آثاري تازه با رنگ و بويي متفاوت و انسجامي بيشتر دست پيدا مي كنيم.

در مورد هشت بهشت هم همينطورعمل شد. براي ساخت اين اثر من بهيچ وجه سعي نكردم كه ملودي اي را مشخصا از موسيقي ايراني، چه رديف و چه موسيقي محلي بگيرم. آن چيزي كه بر اهميت اين سريال ايراني مي افزود استفاده از داستان هاي گلستان سعدي و همينطور مولوي و بسياري از داستان هاي زيباي فرهنگ و عرفان ايراني بدون ذكر و تاكيد بر يك دوره زماني مشخص از تاريخ اين سرزمين بود. ازينرو ساخت موسيقي اي كه بتواند اين فضا را قوت بخشد و بر رنگ و بوي آن بيفزايد هم از اهميت ويژه اي برخوردار بود. و اگر آن هويت ايراني اي كه شما بدان اشاره كرديد در كار وجود دارد حاصل همين نگرش به روح و فضاي قطعات بود.

اما نكته ديگري كه در مورد هارموني اين قطعات وجود دارد و از من سؤال كرديد بايد بگويم كه اصولا موسيقي كلاسيك علي رغم تفكري كه عمدتا در مورد اين موسيقي در ايران رايج است، بسيار موسيقي آزادي ست. گواه بر اين مدعي هم تجربيات گوناگون دوره هاي مختلف موسيقي كلاسيك طي چندin قرن گذشته است. و زمانيكه شما به مرور با اين تجربيات آشنا مي شويد و به شناخت مي رسيد متوجه مي شويد كه فرديت نفش مهم و تعيين كننده اي در اين موسيقي دارد. به تعبيري، اينكه شما بعنوان يك آهنگساز، چه كار تازه اي انجام داده ايد در اولويت قرار مي گيرد و تكرار صرف تجارب و سبك هاي پيشين داراي ارزش خاصي نيست و نمي تواند بر اعتبار شما بيافزايد. موسيقي كلاسيك شما را به جلو هل مي دهد و مي خواهد كه جلو برويد. ذوق هنري يك فرد اصولي ترين چيزي ست كه اين نوع موسيقي از شما بعنوان يك آهنگساز طلب مي كند.

بنابراين بسياري از اين هارموني ها چيزهايي هستند كه شما خودتان مي سازيد و بوجود مي آوريد. و در بسياري مواقع جذابيت كار در اينست كه شما يك شرايط هارموني نويي بر اساس ملودي ها، طول اين ملودي ها، ريتم و ... مسائل مختلف ديگر بوجود مي آوريد كه ذاتا نو و بديع است. و يا از تركيباتي  استفاده مي كنيد كه اين تركيبات به اين شكل و فرم در جاي ديگري وجود ندارند. اين همان جذابيت ها و زيبايي هاي موسيقي كلاسيك است و شما در مسيراين خلاقيت فردي هميشه در حال حركت به جلو هستيد. شما اگر حرفي براي گفتن داريد بايد ابزار هاي مناسب ارائه اش را هم پيدا كنيد و آن را بگوييد. منتها مهم ترين بحث اينست؛ هرچه كه مي سازيد- اهميتي ندارد كه چه مي سازيد- آن چيزي كه مي سازيد بايد ساختار قابل قبول هنري و فني داشته باشد و مسائل زيبا شناختي خود را بخوبي عهده دار شود. اگر اين را بتوانيد با هر هارموني ديگري تركيب كنيد هيچكس از شما نمي پرسد كه چرا مثلا بعد از اين آكورد فلان آكورد نيامد. اين نگرش آزادي ست كه در بستر موسيقي كلاسيك وجود دارد و بسيار ارزشمند است. بهمين دليل هم انسان واقعا در آنجا آزاد است. البته آزادي اي كه در طول زمان و با شناخت و ممارست كسب مي شود.

 

آيا ممكن است با ذكر جزئيات بيشتر در مورد هارموني و سازبندي اي كه بطور خاص در اين كار استفاده كرديد آهنگسازان جوان و علاقمند به كار در رشته آهنگسازي را راهنمايي بيشتري بكنيد؟

اين كار در حدود سال هفتاد، هفتاد و يك انجام شد. يعني يك چيزي در حدود شانزده هفده سال پيش. همينطور كه ذهنم را مرور مي كنم سعي مي كنم قسمت هاي مختلف كار را ارزيابي كنم تا نكات مهم آن را در اختيار مخاطبان بگذارم. در خصوص سازها بايد بگويم كه مجموعه اي از كلارينت، فاگوت، هورن ها، سازهاي زهي، سنتور و تعدادي سازهاي ضربي مثل چهار تيمپاني، دو زيلوفون و ماريمبا بودند كه در شرايط مختلف شامل سولو، بافت اركسترال و تركيبات متنوع ديگر به خدمت گرفته مي شدند.  

در مورد هارموني بخش هاي مختلف اين موسيقي بايد بگويم كه اين هارموني ها، هارموني هاي تونالي هستند. يعني در اغلب اوقات نيازي به حركتهاي كروماتيك پيچيده و يا ساختار ديسونانس ] فواصل تعليقي و نامطبوع [ خاصي براي اين هارموني نبود. حداقل در چند نمونه اي كه مي توانم ذكر كنم قوانين حاكم بر هارموني ها عموما قوانين تونال بودند. منتها تركيبات اينها فكر مي كنم داراي اهميت ويژه اي ست. بعنوان مثال در موسيقي تيتراژ ملودي اي استفاده شده كه روي مد خاصي بنا شده است. اين مد خاص بخاطر وجود فاصله دوم افزوده خيلي شبيه حالت مد اصفهان ] يا * همايون [ و در نتيجه بسيار شرقي است. خوب در اينجا استفاده اي كه از هارموني شده در حقيقت چرخه اي از آكوردهاست كه پس از فراز اصلي دوباره به محل اول خود باز مي گردد.

در حقيقت حركتهاي خاصي كه براي اين آكوردها در نظر گرفته شده برغنا و استحكام قطعه افزوده. در عين حال فرودهاي نرم و ظريفي كه در خود ملودي وجود دارد در تركيب با هارموني مذكور منجر به ايجاد فضاي منسجم و جديدي شده است. علاوه بر اين ملودي هم ساكن نيست و دائما در حال حركت در لايه هاي مختلف قطعه است. اگر بخواهيم تفسيري ساده از ملودي اصلي اين قطعه ارائه دهيم مي توانيم بگوييم كه صرفا شبيه يك حركت ملوديك در دستگاه همايون يا مد اصفهان است، در حاليكه با تغييرات ظريفي كه روي ملودي انجام گرفته شما اين قابليت را پيدا كرده ايد كه با مدولاسيون ] مدگردي [ هاي مختلف در يك هارموني تونال به يك ريتم هارمونيك و در نتيجه اوج ها و افق هاي جديد موسيقايي و معنايي دست پيدا كنيد. اين قطعه ] تيتراژ [  در سي بمل مينور شروع مي شود و سپس بوسيله ترومبون ها و با زير بناي يك سكانس هارمونيك به اوج هاي مذكور مي رسد. نهايتا بوسيله آخرين مدولاسيون به سي بمل مينور بر گشته و ملودي آغازين دوباره در اين فرود عرضه مي شود.

 

علیرضا سیفی

روزنامه اعتماد

 

+ نوشته شده در  88/07/24ساعت   توسط عليرضا سيفي  |