اولين سلام؛
بالاخره تو اين روزهاي پر اضطراب من هم صاحب يه وبلاگ شدم. روزهاي پر اضطرابي كه نويد بخش فرداهاي بهتري براي ما هستند. روزهايي كه در تاريخ ايران ثبت خواهند شد. خوشحالم كه بعنوان جزئي فاني از يك كل مانا و جاري تونستم اين روزگار رو ببينم و لمس كنم.
دوستان؛
اينجا از شعر، سينما، موسيقي، فلسفه، اجتماع و ... با شما خواهم گفت [مسلما مشتاق شنيدن و آموختن خواهم بود]. صحبت از اين موضوعات مي تونه دامنه اي از نقد، ايده، طنز و يا ساير اشكال نگاه كردن به يك موضوع رو در بر بگيره. اما سعي مي كنم از جنجال ها و جريان سازي هاي خلق الساعه علي الخصوص در مسائل فرهنگي و هنري كه خاصيت جامعه ما در اين سالها شده دور باشم تا اونها رو بهتر درك كنم. رضايت كامل از واقعيت رو به مردگان – چه افقي و چه عمودي- كه صاحبان اصليش هستند بسپارم و كودكانه پرسيدن از جهان رو به ساده لوحي حاصل از توهم بزرگ شدن و پختگي ترجيح بدم [و اميدوارم كه چنين بمانم].
از طرف ديگه درعين ستايش محبت و دوستي، وجود مخالفين متعدد رو به تاييد بي دليل و ناخواسته عقايد ديگران براي لاپوشاني حقيقت ترجيح ميدم. البته اين رو كتمان هم نمي كنم كه مردمان سخن دروغ يا موافق رو بر خلاف اونچه كه ابراز مي كنن بيشتر مي پسندن اما لذت، طراوت و ماندگاري اي در اين تاييدات نمي بينم. چرا كه محبت و دوستي بدون صداقت الفاظي هستند بي روح…
تا پست بعدي بدرود و ايام به كام